+ خانواده و پیشگیری از آسیب های اجتماعی

 

 


امروزه آسیب  های اجتماعی به عنوان یک تهدید جدی سلامت کودکان و نوجوانان را با خطر مواجه ساخته است. رشد شهرنشینی، پیدایش جامعه توده وار یا گسترده، برخورد و تضاد میان هنجارها، از هم پاشیدگی روابط متقابل بین افراد، تأثیر گروه همسال و... توجه به آسیب های اجتماعی را امری اجتناب ناپذیر ساخته است.اگرچه آسیب های اجتماعی می تواند بسیار گسترده باشد لیکن می توان مسائلی از قبیل اعتیاد، فرار از خانه، خشونت ،انزوای اجتماعی، ناهنجاری های رفتاری، سرقت و کودک آزاری را از جمله نتایج آسیب های اجتماعی عصر حاضر تلقی کرد.                                                                                                                                                                                                            
در این بخش به اجمال، عوامل مؤثر در ایجاد آسیب های اجتماعی و نقش خانواده در پیشگیری از آنها را مورد بررسی قرار می دهیم.


عوامل مؤثر در ایجاد آسیب های اجتماعی


مطالعات انجام شده در ارتباط با آسیب های اجتماعی، عوامل زیر را منشاء بسیاری از انحرافات اجتماعی قلمداد نموده اند. در این بخش هر یک از عوامل به اجمال مورد بررسی قرار می گیرد.


۱- نابرابری های اقتصادی و اجتماعی:

 

 اختلافات طبقاتی هر جامعه، افراد را در موقعیت هایی قرار می دهند که نمی توانند نقش های اجتماعی مناسب خود را بیابند و موجب اختلاف در هنجارهای اجتماعی می شود. در نتیجه، ستیزه هنجارهای اجتماعی، تفاوت معیارها را به وجود می آورد و عدم تعهد به معیارها و تردید در اصالت آنها، عدم پایبندی به قوانین را ایجاد می کند که این به نوبه خود تضادهای اجتماعی را افزایش می دهد. درون این تضاد، کشش به سمت انحرافات اجتماعی وجود دارد.


۲- رفاه اقتصادی خانواده:

 

 در خانواده  هایی که رفاه و درآمد اقتصادی زیاد است، روابط انسانی بر اثر کثرت کار و یا سرگرمی ضعیف تر می گردد. ضعف روابط انسانی به نوبه خود عامل مساعدی برای کشش به سوی انحرافات اجتماعی است. امروزه والدین و فرزندان نسبت به هم احساس و عاطفه گذشته را ندارند، چون با یکدیگر تماس و ارتباط کمتری دارند و از طرف دیگر افرادی که درآمد بیشتر از حد دارند، موقعیت و زمینه مساعد تری برای تفریحات متنوع در داخل و یا خارج از کشور را دارند و بدیهی است که این قبیل امکانات برای مصرف و فروش مواد مخدر زمینه بسیار مساعدی است.


۳- فقر مادی خانواده:

 

 در مطالعات علمی نشان داده شده است که فقر مبنا و اساس انحرافات اجتماعی است. از آن جایی که بیشتر مجرمین، معتادین به مواد مخدر و الکل، مبتلایان به امراض روانی و اشخاصی که اقدام به خودکشی می نمایند، از طبقات پایین اجتماعی بوده انددر عصر حاضر از فقر به عنوان عامل عمده انحرافات اخلاقی یاد شده است. ارتکاب جرائم طبقات فقیر از شکافی که بین خواسته های جوانان آن طبقه با آن چه که در دسترس آنهاست، سرچشمه می گیرد .عمده ترین علت انحرافات اخلاقی طبقه فقیر نتیجه فشارهای حاصله از شکست در رسیدن به هدف های معین است.


۴- بیکاری:

 

 بیکاری به عنوان یک مسئله اجتماعی زمینه مساعدی برای انحرافات اجتماعی است. افراد بیکار بیشترین اوقات خود را در اماکن عمومی از جمله پارک ها می گذرانند و این گونه اماکن، بهترین و مناسبت ترین مکان برای کشش به سمت انحرافات اجتماعی از جمله اعتیاد است.


۵- رشد صنعت و پیشرفت تکنولوژی:

 

 اگر در جامعه ای رشد صنعت به سرعت افزایش یابد و درآمد ناشی از آن صنعت به طور عادلانه توزیع نگردد، امکان وقوع سه اتفاق وجود دارد:


اولاً، کارکنان برای اداره زندگی خود مجبور می شوند ساعات بیشتری را به کار مشغول شوند و این به نوبه خود موجب خستگی جسمی و روحی در افراد می شود. اگر در آن جامعه برای تفریح و گذراندن اوقات بیکاری مردم از طرف دولت برای استفاده از اوقات فراغت، برنامه ریزی های اجتماعی نشده باشد، زمینه مساعدی برای گرایش به انحرافات اجتماعی فراهم می شود.


ثانیاً، مشکل ترافیک در شهرهای بزرگ منجر به خستگی ناشی از کار در افراد شده در نتیجه،  والدین قدرت تربیت و سرپرستی فرزندانشان را نخواهند داشت و بی توجهی نسبت به پرورش کودکان و نوجوانان به گرایش آنان به سمت انحرافات اجتماعی از قبیل اعتیاد، سرقت و... کمک خواهد کرد.


ثالثاً، رشد شهرها باعث افزایش فاصله و شکاف طبقاتی شده و این خود به خود باعث می شود برقراری ارتباط با دوستان و خویشاوندان کمتر شده و زمینه برای ایجاد انحرافات اجتماعی فراهم شود.


۶- ستیزه والدین:

 

 اختلافات زناشویی و نزاع بین پدر و مادر باعث می شود محیط خانواده برای تربیت فرزندان، ناامن و نامناسب شود. وقتی خانواده، کانون و محیط مناسبی برای زندگی نباشد، انسان سعی می کند بیشترین اوقات خود را در خارج از خانواده بگذراند و این کار ارتباط او را با دیگرانی که چون شکارچیان ماهری به دنبال شکار می گردند، زیاد می کند و آنها پس از شناخت مشکل شخص در نقش انسانی دلسوز ظاهر شده و برای فرار از این واقعیت تلخ، فرد را به سوی اعتیاد و دیگر انحرافات اجتماعی فرا می خواند. هر چقدر ستیزه های خانوادگی بیشتر باشد، احتمال کشش به طرف انحرافات اجتماعی بیشتر است.
۷- شیوه های تربیتی والدین:

 

 مطالعات و تحقیقات نشان می دهد که رفتارهای کودکان و نوجوانان با شیوه های تربیتی والدین رابطه مستقیم و تنگاتنگ دارد. شیوه های تربیتی والدین می بایست با سطح نیازها و خواسته های مختلف فرزندان و همچنین با متدهای تربیتی صحیح اسلامی هماهنگ باشد. چنانچه والدین از شیوه های تربیتی مبتنی بر اصول اعتقادی و مذهبی استفاده نمایند، نتیجه مطلوب در رفتار فرزندان منعکس خواهد شد.


۸- عدم آگاهی و بینش صحیح والدین:

 

مطالعات نشان می دهد کسانی که محروم از تحصیلات بوده و بینش صحیح نسبت به جامعه، تربیت و... نداشته باشند، امکان فریب خوردن و انعطاف پذیری  آنها برای ارتکاب به کارهای انحرافی و برخلاف قانون بیشتر است. چون تخصص و آگاهی ندارند، نمی توانند از طریق عادی، زندگی خود را تأمین کنند و به همین دلیل است که جامعه شناسی یکی از راه های پیشگیری از جرائم را عدالت آموزشی می داند.


نقش والدین در پیشگیری از آسیب های اجتماعی کودکان و نوجوانان


از آن جایی که خانواده یکی از مهم ترین عوامل موثر در رشد همه جانبه کودک و نوجوان است، می تواند در جهت پیشگیری از آسیب های اجتماعی گام های مؤثری بردارد از جمله:


۱- تربیت دینی کودکان و نوجوانان را از همان ابتدای تولد آغاز کنند.


۲- از طریق مشاهده، پیگیری پیشرفت تحصیلی و ارزیابی فعالیت های دانش آموز و تشکیل جلسات مشورتی با معلمان و... نقاط قوت فرزندان خود را از لحاظ تحصیلی و اخلاقی اجتماعی شناسایی و نسبت به پرورش و تقویت صحیح آن نقاط قوت اقدام کنند تا بدین وسیله در شکل گرفتن شخصیت فرزند، نقش اساسی و الهی خود را ایفا کنند.


۳- نقاط ضعف فرزندان را به عنوان یک عیب بزرگ تلقی نکنند و در نظر داشته باشند که همه افراد به طور طبیعی نواقص و نقاط ضعفی دارند و نمی بایست کودکان و نوجوانان را به خاطر نقاط ضعف آنها سرزنش و تحقیر کرد.


۴- از مقایسه فرزندشان با همسالان در امور علمی و آموزشی جداً اجتناب نمایند.


۵- در جهت تربیت صحیح فرزندان و ترویج عادات مطلوب تربیتی در آنها باید عملاً اقدام کنند نه صرف تذکر و توصیه شفاهی.


۶- در به کارگیری شیوه های تربیتی، هماهنگ عمل کنند.


۷- با مدرسه در اجرای روش های صحیح تربیتی و آموزشی همکاری مجدانه داشته باشند.


۸- الگوی مناسبی برای تربیت صحیح فرزندان خود انتخاب کنند.


۹- در ضمن اعطای آزادی به فرزندان مراقب رفتار، گفتار، ابتکارات و... آنها باشند زیرا اعطای آزادی بیان و... فرزندان را برای اجتماع فردا آماده می کند و موجب می شود آنان بتوانند ابتکارات و خلاقیت های خود را بروز دهند.
۱۰- روابط صحیح و متعادل با فرزندان خود داشته باشند.


۱۱- به نیازهای مختلف آنها از جمله نیاز به مهربانی و محبت، استقلال، کمال و خودشکوفایی، تشویق و قدردانی، عزت نفس، امنیت و آسایش خاطر، احساس تعلق داشتن به گروه و احساس هویت توجه نمایند.


۱۲- مسئولیت های مناسبی را به فرزندان خود واگذار نمایند و از آنان بخواهند که وظایف خود را به بهترین وجه انجام دهند.


۱۳- در انتخاب دوستان مناسب برای فرزندانشان، نظارت کامل داشته و راهنمای خوبی برای آنان باشند.


۱۴- امکانات تفریحات سالم را برای کودکان و نوجوانان فراهم نمایند.


۱۵- در جهت بالا بردن عزت نفس کودکان و نوجوانان، در انجام امور اساسی خانواده و محیط تحصیلی با فرزندان نوجوان خود مشورت نمایند.


۱۶- حضور معنوی برای نوجوانان داشته باشند.


۱۷- برای اوقات فراغت فرزندان با هماهنگی مدرسه و مشاوران تربیتی برنامه ریزی بهینه نمایند.


۱۸- فرزندان را به ورزش و فعالیت های بدنی تشویق کنند زیرا یکی از عوامل ایجاد عزت نفس و بهبود مناسبات اجتماعی و وضعیت روانی نوجوانان، ورزش و فعالیت های بدنی است.


اگرچه نقش خانواده در پیشگیری از آسیب های اجتماعی بسیار مهم تلقی می گردد لیکن این مسئله به معنای عدم توجه به کارکرد مناسب سایر نهادهای اجتماعی و برنامه ریزی های صحیح اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در ارتباط با مسائلی از قبیل توزیع مناسب ثروت در جامعه، ایجاد فرصت های اشتغال، توسعه آموزش های غیررسمی و استفاده از ظرفیت های رسانه ای نمی باشد. در این میان نقش انجمن اولیا و مربیان با کارکردهای ویژه آن از قبیل تحکیم روابط اجتماعی اعضای خانواده از طریق آموزش خانواده می تواند مورد توجه مسئولان و برنامه ریزان فرهنگی و اجتماعی قرار گیرد.

 

 

 

پیوند خانواده و مدرسه برای سلامت فرزند

 

 

پیامبر اکرم(ص): فرمود که محبوبترین مردم کسى است که نفعش به  مردم بیشتر مى رسد، و که هر که از گروهى ازمسلمانان ضرر آبى یا آتشى را دفع کند بهشت اورا واجب شود.

 

رهبر معظم انقلاب : (براى این‌که بتوانیم بر طبق اقتضائات کشور و ظرفیت‌هاى کشور حرکت کنیم، احتیاج داریم به این‌که همت خودمان را چند برابر کنیم؛ کار را متراکم‌تر و پرتلاش‌تر کنیم.)

 

آنچه که از ملاحظه‏ى وضعیت موجود کشور و ظرفیتهاى عظیمى که در دل این کشور و ملت بزرگ نهفته است، میشود به دست آورد، این است که آنچه ما انجام داده‏ایم، آنچه مسئولین و مردم انجام داده‏اند، در مقابل آنچه که ظرفیت عظیم این کشور براى پیشرفت و رسیدن به عدالت است، کار بزرگى نیست.

تلاش مضاعف و معرفی توانایی و کارکردهای مطلوب خود ، از وظایف فرهنگیان است .

 

 

*ابى رحمه الله قال حدثنى سعد بن عبدالله عن احمد بن ابى عبدالله قال حدثنى ابو محمد الغفارى عن لوط عن اسحاق عن ابیه عن جده قال قال رسول الله صلى الله علیه و آله ما من عبد یدخل على اهل بیت مؤ من سرورا الا خلق الله له من ذلک السرور خلقا یجیئه یوم القیامه کلما مرت علیه شدیده یقول یا ولى الله لا تخفف فیقول له من انت یرحمک الله فلو ان الدنیا کانت لى ما رایتها لک شیئا فیقول انا السرور الذى ادخلت على آل فلان .

 

 

 


ترجمه :
1. رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: هیچ بنده اى نیست که خانواده مومنى را خوشحال کند، مگر این که خداوند از این خوشحالى مخلوقى را خلق نموده و در روز قیامت آن را مى اورد و هرگاه آن بنده با سختى روبرو شد، این مخلوق به او مى گویدن نترس آن بنده به او مى گوید: خدا تو رارحمت کند. تو کیستى ؟ که اگر دنیا مال من بود، براى پاداش تو کافى نبود و در مقابل این خدمت ناچیز بود. و او مى گوید: من سرورى هستم که بر فلان خانواده وارد نمودى .

 

 

لزوم همت مضاعف و کار مضاعف خانواده ها در مراقبت و تربیت فرزندان

 

 

 

          آثار پر خیر و برکت نامگذاری سال توسط رهبر معظم انقلاب ، من جمله جهش قابل توجه و ارتقای رتبه ایران در سطح جهانی در زمینه تولید دانش  یا  توجه مردم و مسئولین به پرهیز از اسراف و حرکت به سوی اصلاح الگوی مصرف و استفاده بهینه از منابع و امکانات ، اکنون در جامعه برای همگان ،آشکار گشته است . تلاشهای مردم و مسئولین در راستای اصلاح الگوی مصرف و نوآوری و شکوفایی قابل تقدیر می باشد اما نیازمند تلاش های بیشتر است . رهبر معظم انقلاب با نامگذاری سال 89 به عنوان سال همت مضاعف و کار مضاعف ، د رپیام نوروزی خود تاکید فرمودند : " آنچه که از ملاحظه‏ى وضعیت موجود کشور و ظرفیتهاى   عظیمى که در دل این کشور و ملت بزرگ نهفته است، میشود به دست آورد، این است که آنچه   ما انجام داده‏ایم، آنچه مسئولین و مردم انجام داده‏اند، در مقابل آنچه که ظرفیت   عظیم این کشور براى پیشرفت و رسیدن به عدالت است، کار بزرگى نیست. باید تلاشها را   بیش از آنچه که در گذشته انجام داده‏ایم، همه انجام بدهند و خود را موظف   بدانند .

با شندیدن اصطلاح  " کار "  نباید صرفا" تولید و امور اقتصادی در اذهان تداعی گردد و همت مضاعف فقط در راستای کار تولیدی و اقتصادی به کار برده نشده، بلکه به فرموده رهبر معظم انقلاب در همه عرصه های صنعتی و در فعالیتهای اجتماعی و در بخش های مختلف باید کار مضاعف صورت گیرد ، " آنچه مسئولین و مردم انجام داده‏اند، در مقابل آنچه که ظرفیت   عظیم این کشور براى پیشرفت و رسیدن به عدالت است، کار بزرگى نیست."  بنابراین باید ابتدا این نگرش در بین کلیه مسئولان ، آحاد مردم و خانواده ها تقویت گردد که امروزه مردم کشور اسلامی ایران، نیازمند همت بلندتر با کار بیشتر و متراکمتر هستند تا راههای نرفته را بپیمایند و به هدفهای بزرگ خود نزدیکتر شوند و رهبر معظم انقلاب، آحاد مردم را مورد خطاب قرار داده و همه را با اتکال به خداوند متعال ، موظف به حرکت برای رسیدن به بهترین روزها ، بهترین حالات و بهترین وضعیتها  نموده است .

        یکی از مهمترین خرده نظام های نظام اجتماعی کل ، نظام خانواده است که اهمیت آن برای رسیدن کشور به توسعه پایدار بر کسی پوشیده نیست. کارکردهای خانواده ، از جمله ، تولید و بقای نسل ، مراقبت و تربیت فرزندان ، انتقال بخشی از میراث فرهنگی به آنان ، آموزش بخشی از مهارتهای زندگی ، اجتماعی کردن فرزندان و غیره به حدی مهم است که ، خیلی از تلاشهای نظام آموزشی نیز برای فرایند اجتماعی کردن افراد ،  در گرو فعالیت خانواده در اجرای مطلوب کارکردهایش است و باید گفت که مهمترین عنصربخشهای اجتماعی که مورد تاکید حضرت آیت الله خامنه ای برای کار بیشتر و متراکمتر بوده ، همین نظام خانواده می باشد به نحوی که اگر در آن همت مضاعف و کار مضاعف انجام شود نتایجش به زودی در سایر بخش ها مشهود خواهد شد .

    هیچ تعریفی از کار  کاملا" رضایت بخش نیست ، در تعریف عمومی ازکار آمده است که : ( کار یا شغل ، فعالیتی است که شخص مرتبا برای دریافت پول انجام می دهد) و یا از نظر آدام اسمیت، ( کار، منبع منحصر به فرد ثروت ملل است ) اگرکار والدین را شامل فعالیتهای آنها با کسب درآمد برای گذران زندگی خود و فرزندان فرض کنیم با این حال ، کارکرد تربیت فرزندان و اجتماعی کردن آنها یک " کار " و وظیفه مهم خانواده محسوب می شود گرچه عموما" درآمدی در این راه عایدشان نمی شود ، به عبارت دیگر با صرف " کارکردن" و تامین مخارج خانواده ، توسط والدین یا " نان آور خانه " ،  وظایف سرپرست خانواده به نحو کامل انجام نمی شود و نمی توان با انجام این کارکرد ، مسئولیت والدین را در مقابل فرزندان ، تمام شده تلقی نمود .  تربیت فرزندان ، اجتماعی کردن آنها ، تامین مخارج و مهیا نمودن امکانات برای فرزندان جهت تشکیل خانواده وغیره هر کدام در جای خود مهم هستند اما در شرایط فعلی پیشگیری از آسیب های اجتماعی توسط خانواده ها ، جزو وظایفی است که نیازمند همت و کار مضاعف می باشد.

شکی نیست که در جامعه اسلامی ایران ، فعلا" نیز خانواده به عنوان مهمترین نظام اجتماعی ، جایگاه خود را حفظ کرده است . بدون همراهی خانواده تلاش های مستمر و طاقت فرسای فرهنگیان و نظام آموزشی در تربیت و تعلیم فرزندان ، به طور کامل اثر بخش نخواهد بود . اگردرهرکشوری اساس نظام خانواده با روشهای مختلف و پیچیده ، مورد تهاجم بیگانگان قرارگرفته و تضعیف شود ، آسایش و امنیت آن جامعه به خطر افتاده و امید کاملی به کارایی برنامه های مختلف نظام آموزشی و نظام اجتماعی کل، نمی توان داشت . همانند قشر فرهنگیان و دانش آموزان ، خانواده ها هم مورد حمله " تهاجم فرهنگی " و " جنگ سرد " دشمن قرار گرفته و خواهند گرفت  . استفاده از اینترنت ، تعدد شبکه های ماهواره ای مرموز ، بسته های دیجیتالی و غیره توسط بیگانگان در تضعیف اخلاقیات در خانواده های مسلمان ، ترویج روحیه مصرف گرایی و مدگرایی و چشم هم چشمی ، لا ابالیگری ، ناهنجاریهای اجتماعی ، فساد اخلاقی ، کم رنگ کردن سنت های کارکردی مطلوب ، تضعیف جایگاه والدین در نظام خانواده ، ارائه الگوهای غربی در روابط و مناسبات خانوادگی به کشورهای اسلامی به عنوان الگوی برتر و غیره از جمله حملات به نظام خانواده ایرانی- اسلامی است .

ایجاد شکاف میان نظام خانواده و مدرسه و معلمان ، از دیگر تلاشهای هدفمند دشمن برای

 

خنثی کردن تلاشهای معلمان و مدارس است .

یکی از وظایف مهم مدارس کشور ، بهره گیری از توان انجمن اولیا و مربیان آن است ، بی

 

ربط نخواهد بود که اگر انجمن اولیا و مربیان مدارس را به عنوان " دانشگاه سوم خانواده " 

 

معرفی نماییم که این روزها در قالب برنامه "آموزش خانواده " ، نقش موثر انجمن ، بیش از پیش احیا گشته است و بنا به تایید کارشناسان ،میزان تاثیر گذاری برنامه ها ، توصیه ها و اطلاع رسانی سخنرانان ماهر و مدیران جلسات آموزش خانواده ، بسیار مطلوب بوده و پدافند بسیار موثری در مقابله با آسیب های اجتماعی بویژه آسیب های اجتماعی نوظهور مربوط به دانش آموزان می باشد. جا دارد این آموزش ها با استفاده از برترین و به روز ترین  سخنرانان  به صورت منظم و با تلاش مضاعف مدیران مدارس و روسای انجمن اولیاو مربیان با تاکید بر تربیت اسلامی و پیشگیری از آسیب ها اجتماعی و انحرافات اخلاقی برگزار گردد .و همچنین خانواده ها با همت مضاعف و بیش از پیش ، از این جلسات استفاده لازم را ببرند.

تجربه نشان داده است که والدین با هر شغل و سطح تحصیلاتی، اگر بدانند در جلسات انجمن اولیا و مربیان و آموزش خانواده ، مطالب جدید و مفید در رابطه با تربیت فرزندان ، پیشگیری از بیماریهای جسمی و اجتماعی ، رفع مشکلات مختلف فرزندان و غیره ارائه می شود ، با رغبت کامل و بدون اجبار  در این جلسات شرکت فعال خواهند داشت . یکی از سهل الوصول ترین روشها برای ایجاد هماهنگی بین والدین و مربیان ، همین جلسات آموزش خانواده مدارس می باشد که یک پدافند قوی و مطمئن برای نقش بر آب ساختن حیله ها و توطئه های دشمن در به انحراف کشاندن نسل کودک و نوجوان امروزی و پدران و مادران فردای ایران اسلامی است و هر نوع هزینه و کار متراکمتر و تلاش مضاعف برای برگزاری با کیفیت این جلسات، نه تنها نامعقول و غیر ضروری نیست ، بلکه یک سرمایه گذاری مطمئن و زود بازده برای نظام اجتماعی کل خواهد بود و باید توسط خانواده ها ، نگاه " هزینه بری " ، "اتلاف وقت" ، "بی ثمر بودن " ، " تکراری بودن " ، "کهنه شدن " و غیره بدان ، هر چه سریعتر حذف گردد.

 

 

 

نویسنده : علی عمارلو ; ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٦ تیر ،۱۳۸٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ خانواده چیست؟ و خانواده ی سالم کدام است؟

خانواده چیست؟ و خانواده ی سالم کدام است؟

 

 

خانواده نخستین و مهمترین آموزشگاه و پرورشگاه انسان محسوب می شود و یکی از نهادهای اصلی و مقدس  هر جامعه ای به شمار می اید.

از این رو می توان گفت که هر گونه شناخت و دانشی درباره ی خانواده و پیرامون خانواده،مانند روانشناسی خانواده ،روان سنجی خانواده ،مشاوره ی خانواده و آموزش خانواده و علوم وابسته به ان از تقدس و اهمیت خاصی برخوردار است .

هر مشاور یا روان شناسی باید آگاهانه ،ابزار یا مقیاسی را برای سنجش پیش از درمان ، هنگام درمان و ارزیابی پیامدهای پس از درمان به منظور ارتقای کیفیت روابط زناشویی و ارتباطی اعضای خانواده به کار برد و برنامه های مداخله گرانه ،لازم است به لحاظ منطقی از مدل خاصی پیروی کند.

شناخت شناسی سنتی و نامنظم که اساس مدل پزشکی است ،در حال حاظر،بر تلفیق مشاهدات عینی متخصص بالینی و پویایی های  فردی تاکید دارد. همچنین شناخت شناسی نظام مند که اساس تفکر نظام های خانواده استف بر کل نظام خانواده ،مانند پویایی های ارتباطی متمرکز است. تشخیص، در سنجش نظام مند ، به جای اینکه صرفا بر ملاکهای تشخیصی و نشانه های فردی تاکید کند،بر مشاهده ی متخصص بالینی و استنباط کارکرد ارتباطی، الگوها و مدل ها متکی است. کوتاه سخن اینکه ، در فرایند درمان نظام مند و سنجش و تشخیص مناسب یک فرد ،باید الزاما کل نظام خانواده ی او را مورد مطالعه قرار داد.

 

موسسه ی ملی سلامت روان (NIMH) خانواده را به عنوان شبکه ای از تعهدات  دو طرفه تعریف کرده است.از این رو اشخاصی که نقش های ارتباطی سنتی را انجام می دهند

و روابط زیست شناسی یا قانونی مشخص دارند، هم اکنون به عنوان اعضای خانواده به منظور حمایت از یکدیگر و درک زمینه های اجتماعی یکدیگر قلمداد می شوند.(ملینز و همکاران1996).

خانواده های سالم ،تلاش می کنند بهزیستی و کارکرد هر یک از اعضای خانواده را از طریق حفظ ارتباط روشن و موثر،الگوهای تعاملی دو جانبه ی مفید،محدوده های روشن بین نسل ها و خرده نظام های خانوادگی و انتظاراتی که در طول زمان بر خواسته های درونی اعضای خانواده و تقاضاهای بیرونی محیط تاثیر می گذارند،بهبود بخشند.تعادل بین نیاز به ثبات خانواده و تغییر خانواده  موجب بهبود سلامت اعضای خانواده می شود. همه خانواده ها به هنگام انتقال در طول زندگی مشکلاتی را دارند،به طوری که خانواده های ناسالم ،قادر نیستند بدون تجربه مشکلات با اینگونه انتقالات روبرو شوند.

 

ویژگی های کارکرد خانواده

 

1-ترکیب خانواده 2- فرایند خانواده 3- الگوی روابط 4-عاطفه خانواده  5- سازمان خانواده پیچیدگی و گوناگونی خانواده با همه ی این عوامل تعامل دارند

 

 

 

در سالهای اخیر نقش انجمن های اولیاء و مربیان در مورد همسویی روش های تربیتی با بستر سازی برای مشارکت همه جانبه ی والدین و ایجاد تعامل میان خانه و مدرسه بسیار حساس ، کارساز و بایسته دیده شده است.اگر ماموریت ها،اهداف و شرح وظایف انجمن را دست مایه ای پر ارج برای تعامل و ارتباط  میان مدرسه و جامعه بر شمریم،انگاه می توان بر  این نکته پای فشرد که انجمن اولیاء و مربیان نقش مهمی در فرایند رشد اجتماعی کودکان و نوجوانان بر عهده دارد .همکاری میان اولیا و مربیان و برقراری ارتباط سالم و موثر میان انها موجب شکوفا شدن توانمندی فرزندان و تقویت اندیشه ،ادب، دانش و مهارت های زندگی در انها خواهد شد.انجمن اولیا و مربیان در راستای اهداف و وظایف خویش و به منظور توسعه و تقویت پیوند میان والدین گرامی و مربیان محترم و نیز نهادینه شدن اندیشه ی نیکوکاری در دانش آموزان اینده ساز جامعه ی اسلامی ،دست به اقدامات متعدد زیر زده است مثل تشکیل شوراهای انجمن اولیا و مربیان ،تشکیل کارگروه های تخصصی و مهارتی در مدارس ، آموزش و مشاوره ی خانواده و.... با این امید که ثمرات آن را در دو نهاد مهم و تاثیر گذار یعنی نهاد خانواده و مدرسه ،نظاره گر باشیم.

 

 

نویسنده : علی عمارلو ; ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٦ تیر ،۱۳۸٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ نگاهی به رشد تعلیم و تربیت...

 

 

ننننن

ررووو

دددذد

راه کارهای افزایش مشارکت اولیا در مدرسه

 

برای مشارکت اولیا در امور مدرسه ، تدوین راهبردی مبتنی بر سازمان دهی و اتخاذ سیاست ها و خط مشی هایی که بتواند مشارکت حد اکثری اولیا را به دنبال داشته باشد ، از اهمیت و ضرورت خاص برخوردار است . البته سیاست مشارکتی باید با سیاست های تغییر نگرش مدیران و اولیا نسبت به برقراری ارتباط با هم افزایش انگیزه در آنها همراه باشد تا نتایج اثر بخش حاصل شود . در کنار اقدامات فوق برخی از راه هایی که موجب افزایش مشارکت اولیا می شود عبارتند از :

 

1 – زمان کافی برای مشارکت اولیا وجود داشته با شد . در این جهت ، دولت می تواند با تصویب قانونی ، حضور اولیا ، به ویژه پدران را در زمان برگزاری انتخابات انجمن اولیا و مربیان مدرسه و نیز تشکیل جلسات عمومی انجمن در طی سال ، به مدت 8 ساعت قانون مند نموده ، جزء زمان کار آنها به حساب آورد .

 

2 – باز نگری در قوانین و مقررات موجود در زمینه ی ارتباط اولیا با مدارس و تدوین قوانین مرتبط با موضوع ، در سطحی بالاتر از آموزش و پرورش ، از جمله در هیأ ت محترم دولت یا مجلس محترم شورای اسلامی ، با توجه به نیاز ها و الزامات فرا روی جامعه .

3 – هدایت قانون مند مدیران آموزش و پرورش از جمله مدیرا ن مدارس در جهت جلب مشارکت های اولیا و ارزیابی از عملکرد آنها در این زمینه .

 

4 – پخش برنامه های مناسب از طریق رسانه های ارتباط جمعی ، به ویژه تلویزیون ، برای تبیین مزایای مشارکت اولیا در امور مدرسه .

 

5 – افزایش منابع و امکانات انجمن اولیا و مربیان برای اجرای برنامه های مرتبط با جذب مشارکت های اولیا .

 

---------------------------------------------------

موانع مشارکت از جانب اولیا

 

عدم مشارکت اولیا در امور مدرسه به عوامل متعددی بستگی دارد که از جمله ی مهم ترین آنها عوامل فرهنگی و اجتماعی و عدم آگاهی اولیا نسبت به حقوق خویش است . بسیاری از اولیا معتقدند که مسئولان مدرسه ارزشی برای عقاید و نظریا ت آموزشی و پرورشی آنها قائل نیستند . بسیاری از اولیا نیز تعلیم و تربیت را وظیفه ی دولت می دانند و هر گونه مسئولیتی در این زمینه را از خود سلب می کنند . برخی به تجربه دریافتند که مسئولان مدرسه از طریق انجمن اولیا و مربیان مدرسه تنها نگاه اقتصادی به آنها دارند و در دیگر امور هیچ حقی برایشان قائل نیستند . عواملی از این نوع و عدم آگاهی اولیا نسبت به حقوق خویش و فرزند خود موجب گردیده است که ارتباط اولیا و مربیان از انسجام لازم برخوردار نباشد . در نتیجه ی این امر ، عدم موفقیت لازم در تعلیم و نربیت کودکان ، نوجوانان و جوانان بوده است . به طور خلاصه ، برخی موانع مشارکت از سوی اولیا عبارتند از :

 

1 – عدم آگاهی از مزایای مشارکت .

 

2 – عدم آگاهی از حقوق خویش در قبال مدرسه .

 

3 – ترس از درخواست کمک مالی به مدرسه .

4 – ترس از موضع گیری خشونت آمیز مسئولین مدرسه در قبال ارائه ی عقاید و نظریات آموزشی و پرورشی .

5 – نداشتن فرصت مشارکت .

6 – عدم آگاهی نسبت به چگونگی مشارکت .

 

7 – باور داشتن به مسئولیت پذیر بودن فرزند در دوره ی راهنمایی ، ذبه ویژه دبیرستان .

 

8 – احساس بی توجهی نسبت به عقاید و نظریات آنها توسط مسئولین مدرسه .

 

به جز موانع فوق که در ارتباط اولیا با مدرسه مورد توجه قرار گرفتند ، موانع دیگری نیز باعث عدم مشارکت اولیا در امور مدرسه می گردد که از جمله ی آنها فقدان مکان مناسب برای حضور اولیا در مدرسه و برقراری ارتباط با مربیان ، فقدان قوانین و مقررات شفاف در زمینه ی حقوق اولیا ، کم توجهی برخی مدیران آموزش و پرورش در استان ها و مناطق به انجمن اولیا و مربیا ن ، عدم استفاده ی مناسب از رسانه های ارتباط جمعی از جمله تلویزیون در جهت اطلاع رسانی در این زمینه کمبود منابع و امکانات انجمن اولیل و مربیان را می توان ذکرکرد .

 

 

 

 

 

موانع مشارکت اولیا در امور مدرسه

 

چنانچه مشارکت را گذر از تفکر سنتی اداره ی امور به حساب آوریم ، بدیهی است برای تحقق آن دشواری های وجود داشته باشد . مشارکت ، نگاه قدرت طلبانه و ساختار های سنتی اداره را به مبارزه می طلبد ، بنابراین طبیعی است خود این ساختار ها از جمله موانع اصلی مشارکت به حساب آیند . موانع مشارکت اولیا در امور مدرسه ، در قالب انجمن اولیا و مربیان را ، می توان از دو منظر مورد توجه قرار داد :

 

1 – موانع مشارکت اولیا از سوی مدرسه

 

2 – موانع مشارکت از سوی اولیا

 

چرا بچه ها با هم نزاع می کنند درخانواده ؟

عوامل مختلف باعث نزاع بچه ها می شود . بچه ها در خانواده تا اندازه ای نسبت به یکدیگر احساس حسادت و رقابت می کنند و این می تواند به جر و بحث و منازعه بین آنان منجر شود . اما بعضا عوامل دیگر نیز ممکن است در نزاع بچه ها تا ثیر گذار بوده ،یا موجب شدت آن شود .

ویژگی خانواده ی پویا و پذیرا

 

در این خانواده افراد به خوبی پذیرفته می شوند و این پذیرش متقابل است . افراد ؛ منشا عذاب هم نیستند . در کنار هم رشد می کنند پویا و در حال تحولند و یکدیگر را نیز درک میکنند .

اولین ویژگی در خانواده ی پویا و پذیرا این است که فردیت و استقلال هر کس از طرف سایر اعضا به رسمیت شناخته می شود . هر یک از افراد خواسته ها ؛ فکر و مقتضیات ویژه خود را دارد . وجود اختلاف نظر بین زن و شوهر ها طبیعی است  ( البته این اختلاف نظر نباید به معنی فاصله های زیاد اعتقادی و مذهبی باشد )

 

انواع تربیت

   محور توجه مربیان یا والدین در فعالیتهای تربیتی ، موضوع کنترل است. این که از مفهوم کنترل چه استنباطی شود ، در چگونگی اعمال نفوذ و کیفیت و کمیت تعاملات تربیتی به شدن تأثیر می گذارد . به نظر نگارنده ، از مشاهده روابط والدین با فرزندان سه نگرش را می توان استنباط کرد . این نگرش‌ها در واقع اشکال تشدید یافته یا تلفیقی دیدگاه‌های تربیتی نظریه‌پردازان‌روانشناسی‌یا‌فیلسوفان تربیتی‌است.                       

 

این سه‌نگرش‌عبارت‌انداز:

الف ) کنترل به عنوان « تبعیت بی چون و چرا » :

 

    در این نگرش انتظار بسیاری از والدین آن است که فرزندانشان کاملاً از آنان اطاعت کنند . خلاصه استدلال این دسته از والدین آن است که چون پرورش ، نگهداری و سرپرستی فرزندان با ماست ، بنابراین کمترین حقوقی که بر فرزند خود داریم این است که باید از ما تبعیت کند و به آرزوی ما جامه عمل بپوشاند و « آن » شود که ما می خواهیم.از توابع چنین استدلالی آن است که این دسته از والدین در تمامی زوایای فکری ، رفتاری ، هیجانی و .. فرزند خود مداخله نموده و دائماً در پی ردگیری موارد ناسازگار با انتظارات خود هستند . آنها حتی به شیوه غذا خوردن ، لباس پوشیدن ، آرایش و اصلاح ، نشست و برخاست ، نظافت ، برخورد با دیگران و خلاصه تمامی ابعاد ، حساس بوده و پیوسته در پی اعمال خواسته های خود هستند . این والدین وقتی در سنین قبل از نوجوانی فرزندان را منعطف و تابع خود می بینند ، خوشحالند و آنها را مؤدب ، بچه خوب و .. توصیف می کنند ، لیکن دیری نمی‌پاید که این اوصاف به سرکشی, سماجت, مقاومت و حتی جبران تمامی تبعیت‌های دوره‌ی قبل تغییر شکل می یابد. در این جاست که والدین احساس می‌کنند کنترل پیشین خود را از دست داده اند و در نتیجه دچار احساس درماندگی ، ناامیدی و حتی افسردگی می شوند و رفتارهای پرخاشگرانه آنان در مقابل فرزندانشان افزایش می یابد . (اسرارنماز-دکتر علی شیروانی- انتشارات دارالفکر- ص118).

 

ب ) کنترل به عنوان « تبعیت منطقی » :

 

    مدعای والدینی که به این نگرش تمایل دارند آن است که هر خواسته ای را نباید به فرزندان تحمیل کرد . باید خواسته ها و آرزوهای خود را با مقراض منطق اصلاح کنیم و فقط آن دسته از افکار و خواسته ها را از فرزندان انتظار داشته باشیم که با اصول منطقی سازگارند. فرزندان نیز موظفند در این مواقع تابع بی چون و چرای اصول منطقی باشند . اگر چه عرصه مداخله این والدین نسبت به والدین دسته‌ی اول کمتر است و مهم‌ترین امتیاز آنان این است که از « خود شاخصی » به درآمده اند و منطق را شاخص افکار و رفتار می دانند ، لیکن اینها نیز دائماً در پی ردگیری موارد ناسازگار با منطق هستند و در صورت مشاهده‌ی ناسازگاری خواهان توقف آن رفتار یا افکار خواهند بود و انتظار مقاومت و یا حتی بازگشت آن رفتار را ندارند . در صورت بروز ناسازگاری, رفتارهای مقابله ای این دسته از والدین ، هیچ تفاوتی با والدین قبلی ندارد . این گونه والدین در دوره‌ی قبل از نوجوانی با عدم درک قواعد منطقی از سوی فرزندان خود و در دوره‌ی نوجوانی با مخالفت ، سرکشی ، طغیان و حتی افزایش رفتارهای غیر منطقی آنان مواجه می شوند . عارضه‌ی منفی دیدگاه این دسته از والدین آن است که در اعمال نفوذ فقط به تطبیق افکار و رفتار فرزند با شاخص‌های منطقی مشغولند و به مقتضیات سنی ، جنسی ، شرایط محیطی ، روانی و ... توجهی ندارند .

 

ج ) کنترل به عنوان « مرجع و الگو بودن » :

 

    در این نگرش ، شاخص تنظیم روابط والدین و فرزندان ، هر دو منطق فکری و روانی را در بر می گیرد . در اینجا والدین متناسب با خصایص شناختی و روانی فرزندان ، تعامل خود را با آنها تنظیم می کنند . تفکر و نگرش این والدین را می توان در چند مورد زیر خلاصه نمود :

 

    1- سرپرستی ، نگهداری و پرورش فرزندان از جمله وظایف ماست و این امر مستلزم انجام تکالیفی از سوی فرزندان نیست . این کار ممکن است احترام فرزندان را به دنبال داشته باشد ولی تبعیت « بی چون و چرا » از طرف آنها هرگز !

 

     2- فرزند ما یک انسان منحصر به فرد است ، به این معنا که نه تنها که نباید انتظار همسانی او را با دیگر افراد داشته باشیم ، بلکه حتی انتظار همانندی او را با دیگر فرزندان خود نیز نباید داشته باشیم . (اسرارنماز-دکتر علی شیروانی- انتشارات دارالفکر- ص127)

 

     3- افکار، آرزوها و خواسته های ما ، متعلق به ما و متأثر از وضعیت شناختی و محیطی ماست . بنابراین ، نباید آرزوهای برآورده نشده خود را در فرزندان محقق نماییم .

 

    4- رشد بهینه‌ی فرزند ما متأثر از عوامل و دلایل مختلفی است که برخی از آنها به طور نسبی در دست ماست و بعضی از دست ما خارج است. البته از انجام هر تلاشی در کنترل شرایط محیطی و بهسازی شخصیت او دریغ نمی کنیم ، ولی در نهایت و با کارگیری تمامی اصول تربیتی و روانشناختی فقط می توانیم بگوییم که از فرزندی مناسب یا مناسب‌تر، خوب یا خوب‌تر برخورداریم و می دانیم که کامل‌ترین انسان هم نمی تواند مدعی کمال مطلق شود .

 

     5- فرزند ما خود « ما » نیست که اراده و نیت ما را محقق سازد . افکار و اعضا و جوارح او به نیت و اراده او به حرکت در می‌آیند نه به اراده و اختیار ما؛ بنابراین ، نباید خودکامانه فکر کنیم که فرزند ما ماشینی است که باید به اراده ما به حرکت درآید .

 

    6- همان‌طور که ما مطابق وضعیت شناختی و فکری متناسب با سن خود عمل می کنیم ، آنها نیز در هر سنی متناسب با وضعیت شناختی و فکری خود رفتار می کنند . بنابراین ، اگر قرار است در آنها نفوذی داشته باشیم باید اولاً آنها در جهان خود ، جایی را برای ما اختصاص دهند و به عبارت دیگر ما را دوست داشته باشند و ثانیاً ما باید ویژگی‌ها ، خصایص و توانایی‌های هر سنی را بشناسیم .

 

    این نگرش و برداشت از کنترل و اعمال نفوذ، از آن جهت مؤثر است که ارائه‌ی طریق و امر و نهی به صورت مستقیم و بی واسطه نیست ، بلکه ایجاد پیوند محبت آمیز و حاکی از پذیرش، فرزند را به همانندسازی رهنمون می شود و همین گرایش ، شخصیت او را در جهت استانداردهای الگوی مورد نظر ما شکل می دهد . پژوهش‌ها نیز حاکی از آن است که امر و نهی مستقیم به مقاومت و عکس العمل منجر می شود و فرد از پذیرش آن خودداری می ورزد . کنترل و اعمال نفوذ مؤثر آن است که فرزند همراه حفظ هویت فردی خود ، صلاح‌دید ما را به حساب آورد و این « به حساب آوردن» توأم با پذیرش درونی باشد . بسیاری از والدین و بزرگسالان به تبعیت ظاهری و از روی ترس فرزندان خود اکتفا می کنند و دلخوشند که به عنوان مرجع قدرت در کنترل آنها مؤثرند ، غافل از آن‌که این تبعیت ظاهری موجب می شود که فرزند رفتار واقعی خود را در حضور مرجع قدرت آشکار نکند ، ولی رفتارهای او در نهان کاملاً مغایر با استانداردهای والدین باشد .

    این سه نگرش در عین حال که به لحاظ نظری فراگیرند و تمامی فعالیت‌های تربیتی والدین را تحت الشعاع خود قرار می دهند ، ولی دایره شمول آنها به لحاظ تعداد والدینی که به این نگرش‌ها گرایش دارند از یکدیگر متفاوت است . به عبارت دیگر ، هر چه از نگرش آخر به سوی نگرش اول پیش می رویم نگرش‌ها رایج‌تر و در روابط تربیتی والدین بیشتر مشاهده می شود .

 

 

رابطه سواد والدین با محل تحصیل مورد آرزو و شغل مورد علاقه برای فرزندان:

 

بررسی پژوهش در این زمینه نشان داده است که برای والدین تحصیل کرده و پیشرفت فرزندان در امر تحصیل و موفقیت آنان در این زمینه بعنوان یکی از ارزشهای مهم تلقی می شود. در این گونه خانواده پدر و مادر برای پیشرفت درسی فرزندان اهمیت زیادی قائل هستند. آنها اغلب به هنگام ثبت نام فرزندانشان از مدارس مختلف در خصوص کیفیت آموزش ، بافت دانش آموزی مدرسه، تجربه و کارآزمودگی معلم و ... کسب اطلاع می کنند و با شناخت کامل حتی الامکان سعی می کنند فرزندان آنها به مدرسه ای بروند که دارای کیفیت بالای آموزش باشد. در صورتیکه والدین کم سواد و بی سواد توجه چندانی به وضعیت تحصیلی فرزندان خود ندارند و در قبال مدرسه و محل تحصیل فرزندانشان اغلب بی تفاوت هستند. (بیابانگرد، 1368، ص 13)

 

همچنین یافته های پژوهشی در خصوص سطح سواد والدین با شغل مورد علاقه برای فرزندان نشانگر این است که 71% والدین با تحصیلات بالاتر اظهار کرده اند که فرزندانشان پزشکی و مهندسی را برای خود انتخاب کنند و 24% اظهار داشته اند که فرزندانشان در آینده شغل معلمی را انتخاب نمایند. این در حالی است که 26 % والدین کم سواد اظهار کرده اند که فرزندانشان در آینده پزشک و مهندس باشند و تقریباً نیمی از والدین اظهار کرده اند که فرزندانشان در آینده شغل معلمی و بهیاری را انتخاب نمایند و حدود 26% هم در زمینه شغل آینده فرزندانشان هیچ گونه اظهار نظری نکرده اند. (آرمند، 1360، ص 51).

 

 

 

رابطه سواد والدین با اوقات فراغت فرزندان:

 

نتایج پژوهش در این زمینه حاکی از این است که والدین با تحصیلات دیپلم و بالاتر، فرزندان آنها اغلب اوقاتشان را در تعطیلات در درجه اول با رفتن به کلاسهای تقویتی زبان انگلیسی و فعالیت های ورزشی پر می کنند و در واقع سعی می کنند فرزندانشان برنامه صحیحی جهت گذراندن اوقات فراغت خود داشته باشند در صورتی که والدین کم سواد که با سطح اقتصادی پایین تری زندگی می کنند آنچه مهم است کمک فرزندان به والدین در جهت تأمین معاش خانواده است و کمتر والدین هستند که اوقات فراغت خود را با برنامه های تفریحی و عملی پر کنند. (عابدی، 1356، ص 33)

 

خانواده و دوران بلوغ فرزندان

 

دشوار ترین دوران حیات انسان از جهت تربیتی دوره نوجوانی است این دوره که حدود سنی (18-12) سال را در بر می گیرد ، منطبق با دوره راهنمایی و دبیرستان است. بیشترین مشکلات تربیتی در این دوره پیش می آید و اغلب در همین دوره است که فرزندان یا از دست می روند و یا در مسیر سعادت گام می نهاند. در این دوره مرحله انتقال از دوران کودکی به دوران نوجوانی و بزرگسالی است (سادات ، 1372، ص 18)

 

نوجوان به دنبال هویت جدیدی است که با کمک والدین و اولیاء مدرسه باید هر چه سریعتر هویت سالمی بیابد و بتواند به سؤال من کیستم و یا چیستم پاسخ دهد. نوجوانانی که به شغل و حرفه بخصوصی علاقه ندارند طبعاً به درس خواندن هم علاقه نشان نمی دهند، زندگی خود را پوچ و بی معنا می پندارند و دچار ابهام نقش می شوند. (اریکسون ، 1975، ص 232)

 

از طرف دیگر در این دوره نوجوان را از نظر فکری قدرت و توانایی بیشتری می یابد و می تواند در مورد بسیاری از مسائل زندگی بیندیشد و تصمیم بگیرد تصمیمی که میتواند موجب پیشرفت نوجوان گردد و یا آنکه او را به سوی انحطاط پیش ببرد.

 

هم زمانی این دوره باید پدید بلوغ منجر می شود که این دوره از زندگی از اهمیت و حساسیتی ویژه برخوردار باشد، پدیده بلوغ، هیجاناتی را در نوجوان ایجاد می کند که گاهی منجر به عقب ماندگی تحصیلی ودر اکثر موارد ترک تحصیل نوجوان می شود، بزرگترین حامی نوجوان در این زمان خانواده است و اینجاست که خانواده باید با ایجاد محیطی گرم و صمیمانه و دادن آموزشهای لازم به نوجوانان او را از بسیاری از آفت ها و انحرافات و بزهکاری ها در امان نگه دارد.

 

در تحقیقی در مورد دانش آموزان نتیجه گیری شده است که دیسپلین ضعف خانواده ، طرد شدن توسط دوستان و شکست تحصیلی در رفتارهای ضد اجتماعی نوجوانان در دوازده سالگی مؤثر است (مکارمی، 1373، ص 232)

 

خانواده اولین هسته اجتماع است که افراد آن با هدف ؟؟؟/ به تعبیر قرآن مجید ، یافتن آرامش و سکون و نیز تکمیل کردن و تکامل بخشیدن زن و مرد با یکدیگر و از همه مهمتر بقای نسل است گرد هم جمع نموده و آنان را با رشته های صفا و محبت ، دین و اخلاق و روح و فکر به هم پیوند داده است. (نوابی نژاد، 1373، ص 28)

 

خانواده کانون اصلی رشد و تعالی انسان ها است و بطوریکه همه انسان های بزرگ و رشد یافتگان سازنده جوامع در کانون گرم و مقدس خانواده پرورش یافته اند، خانواده کانون اصلی انتقال از روشهای فرهنگی، اعتقادی و اجتماعی است. (نوابی نژاد، 1374، ص 35)

 

ماری جوری بانکز (1990 م) در تحقیقی نتیجه گیری می کند که شرایط خانوادگی عامل مؤثری در پیشرفت تحصیلی کودکان است (مکارمی، 1373، ص 232)

 

خانواده به عنوان یکی از پایه های اساسی تحکیم و یا کنترل مبانی تربیتی فرد ، نقش آفرین می باشد. کودک در پهنه روانی خود زندگی می کند و این پهنه روانی عمده اش در خانواده و در تأثیر از زندگی پدر، مادر، خواهر و برادران شکل می گیرد، این تأثیر در روند یادگیری فرد بسیار مؤثر و تعیین کننده است.

 

اینکه والدین با دانش آموز و درس و تحصیل او چگونه برخورد می کند و در الگوهای تربیتی خود برای چه نوع رفتارهایی ارزش قائل می شوند، یکی از اجزای اساسی در شکل گیری نگرش دانش آموز نسبت به تحصیل است.

 

خانواده های سالم همیشه عامل انسجام، استحکام و سلامت روانی و اجتماعی به شمار آمده اند. انسان های سالم رشد یافته و خانواده های سالم پرورش می یابند و آسیب های اجتماعی گوناگون از خانواده های سالم نشأت می گیرد. بودن (1973 م) معتقد بود که محیط خانواده می بایست بطور همه جانبه مورد مطالعه و تحقیق قرار گیرد. از نظر «بودن» و بدون بررسی بافت اجتماعی خانواده، درک کامل تأثیرات تعداد زیادی از متغیرهای محیط خانواده (بیرونی و درونی) و تجزیه و تحلیل تمام روابط علّی میان آنها و عملکرد تحصیل دانش آموز میسر نیست. (صادق الحسینی، 1375، ص 41)

 

خلاصه کلام آنکه، برای رسیدن به هر هرفی در جامعه باید به خانواده توجه داشت و کار را از آنجا آغاز کرد چرا که منشأ سعادتمندی نوجوانان خانواده ها هستند و در عین حال زمینه ساز بسیاری از انحرافات اخلاقی و کجرویهای اجتماعی و ترک تحصیل های نوجوانان نیز خانواده است.

 

توسعه و سواد آموزی:

 

بین بی سوادی و عقب ماندگی ملت ها رابطه مشترکی است. تحقیقات نشان می دهد که کشورهای فقیر در عین حال کشورهای بی سوادی نیز هستند در حالیکه کشورهای غنی ، کشورهای با سواد می باشند. می دانیم سرمایه گذاری در ریشه کن کردن بی سوادی را جزء سرمایه گذاریهای ضروری به حساب می آورند نه به عنوان یک سرمایه گذاری تفننی. همچنین بی سوادی جلوی دست یافتن به عقاید ترقی را می گیرد.

 

برای پیشرفت اقتصادی باید از روشهای سریع، کافی ، کم خرج استفاده کرد برای این منظور باید فنون جدید اشاعه یابد حال چرا این اشاعه تحقق نمی یابد؟ چون اشخاصی که باید ان را اشاعه دهند خود از درک و به کار بستن آن عاجزند. (عمادزاده، 1374، ص 12)

 

انواع خانواده و تأثیر روش تربیت خانواده بر فرزند:

 

این مبحث می خواهد ما را با انواع خانواده ها و روش های تربیت در آن آشنا کرده و در ضمن از نکات مثبت و منفی آنها آگاه نماید و سپس به ما به عنوان یک معلم و یا به عنوان یک ولی چگونگی اصلاح روشهای نا صحیح تربیتی را گوشزد نماید و به طرف نکات مثبت رهنمون گرداند. در حالت کلی چهار نوع خانواده مورد بحث ما می باشد.

 

خانواده آزاد ، خانواده مستبد ، خانواده طرد شده، خانواده پذیرنده خانواده آزاد خانواده ای است که اعضای آن اختیار تام برای انجام هر عمل را دارند و هیچگونه محدودیت و قیدی در انجام اعمال وجود ندارد و فرزندان خانواده زمان بخصوصی برای رفت و آمد از خانه را ندارند و هرگونه امکاناتی بخواهند خانواده در اختیار آنان قرار می دهد و بچه هایی که در این نوع خانواده ها تربیت می شوند هیچگونه مسئولیت و قیدی را در مقابل مسائل اجتماعی نمی پذیرند و از جامعه ، مدرسه و محیط کار خود همان انتظار خانواده را می طلبند و در صورت ایجاد مشکل و مسئله احساس دلسردی و نومیدی می کنند و در مدرسه احساس برتری طلبی و سلطه جویی را خواهان می باشند و به این گونه خانواده ها، خانواده های فرزند سالاری نیز می گویند.

 

نوع دوم خانواده استبدادی یا به عبارتی خانواده پدر سالاری یا مادر سالاری می باشد و در این نوع خانواده ها بچه ها باید گوش به فرمان باشند و کودکان این خانواده ها اعتماد به نفس ندارند و همیشه مطیع بار می آیند و در جامعه کمتر می توانند در قبال مسئولیتها به خود متکی باشند و فرزندان این خانواده ها کمتر می توانند نقش رهبری را در جامعه بعهده بگیرند و یک اضطراب درونی و یک احساس حقارت تمام وجود آنها را پوشش داده است و در مدرسه نیز کمتر به خود متکی می باشند.

 

نوع سوم، خانواده طرد شده است که بیشتر در خانواده هایی با فرزندان زیاد یا بچه های ناخواسته دیده می شود و در این خانواده بچه ها چون خانواده آزاد می توانند همه کار انجام دهند ولی همچون خانواده آزاد کلیه امکانات و شرایط برای آنها فراهم نیست و کودکان چنین خانواده هایی لاابالی و بی قید بار می ایند و هیچ برنامه ثابت در زندگی خود ندارند و از زیر بار مسئولیت و نظم و ثبات طفره می روند.

 

نوع چهارم، که خانواده ایده ال است و مورد نظر این طرح می باشد خانواده متعادل یا پذیرنده است در این خانواده نظم ، ثبات، دوام، عدالت ، عشق و محبت جاری بوده و هر کدام از اعضای خانواده ارزش و حرمت و وظیفه خود را قبول کرده و در انجام وظایف خود مسئولیت نشان می دهند و یک جو همکاری صحیح بین اعضای خانواده وجود دارد و هیچ وقت در خانواده تهدید به طلاق و جدایی وجود ندارد و پرخاشجویی و سخنان رکیک رد و بدل نمی شود و مادر سمبل محبت و عشق بوده و پدر سمبل عدالت در بین اعضای خانواده می باشد و هر کدام از اعضای دارای آزادی حساب شده و کافی می باشند و اینگونه کودکان در مدرسه نیز به حقوق دیگران احترام گذاشته و وظیفه خود را به نحو صحیحی به اتمام می رسانند. (ملکی، 1378، ص 71)

 

 

 

 

فلسفه سواد آموزی اجتماعی و آگاه سازی:

 

فلسفه سواد آموزی و آگاه سازی بر این اصل استوار است که یادگیری فرد نمی تواند از آنچه او درباره خویشتن و جهان خود می داند جدا باشد. یادگیری حقیقی در واقع تداوم اطلاعات و دانش انسان در زمینه های مختلف فرهنگی سیاسی، اقتصادی و فردی است که به کمک آزادی او و تغییر شرایط رنج آور زندگیش کمک می کند. این نوع دانش و اطلاعات پیوسته با پرسشی انتقادی درباره شرایط و موقعیت انسان و وضع موجود او در جامعه همراه است تا بدین وسیله، اراده او را برای از میان برداشتن شرایط ظالمانه اجتماع قوت بخشد و فرد را به بهبود زندگی خود تشویق کند. (اسماعیلی، 1371، ص67)

 

لحظه ای را به خاطر آورید که یک روز صبح از خواب برخاسته اید که نه سواد خواندن، نه سواد نوشتن و نه سواد حساب کردن دارید به عبارتی دیگر بی سواد هستید چه می توانید بکنید؟

 

غیر از بیان چه ارتباط دیگری بین شما و دیگران وجود دارد؟ کوچکترین مسائل روزمره زندگی عادی برای شما بصورت مسائل لاینحل جلوه گر خواهد شد در چنین وضعی به دنبال چه حرفه ای می روید؟ فرزندان شما از چه فرهنگ و رفاهی بهره مند خواهند شد؟

 

چگونه می توانید مخاطراتی را که فرا راه شما در فردا، یکسال دیگر یا یک قرن دیگر قرار دارد پیش بینی کنید؟ اگر شما بی سوادید از یکی از وسایل اساسی محروم بوده که می توان با آن جهان را درک کرد و شناخت و در آن نقشی داشت و در غنی ساختن آن سهیم گشت از جمله در کمک به فرزندان در امور تحصیلی و فرهنگی . (شکوهی ، 1368، ص 352)

 

آموختن برای زیستن یا زیستن برای آموختن

 

انسان در عصر امروز فراموش شده تر از دیروز است. او انسانی فطری نیست بلکه عنصر شرطی شده است او برنامه ریز نیست بلکه برنامه ریز شده است. او می آموزد بی آنکه بداند برای چه زندگی می کند او زندگی می کند بی آنکه آموزش را به خدمت زندگی خویش در آورد.

 

ما کودکانی را به مدرسه می فرستیم که چه اتفاقی رخ دهد؟ اگر از دانش آموزی سؤال کنیم که برای چه به مدرسه می روی؟ او احتمالاً پاسخ می دهد برای اینکه درس بخوانم. از او سؤال کنیم که برای چه درس می خوانی؟ او پاسخ خواهد داد برای اینکه قبول شوم و اگر بپرسید برای چه قبولی را دوست دارد. او احتمالاً می گوید چون بتوانم به کلاس بالاتری بروم و به همین ترتیب این چرخه سؤال پایان ناپذیر را اگر ادامه دهیم نهایتاً بهاین نتیجه خواهیم رسید که «او زندگی می کند تا بیشتر درس بخواند» حال آنکه ما باید درس بخوانیم تا بتوانیم « بهتر زندگی کردن را بیاموزیم» ما موفقیت در درس را « برای درس» نمی خواهیم بلکه برای «موفق زیستن» می خواهیم. در این صورت است که در خواهیم یافت که مدلول واپسین این دور تسلسل چیست؟ واقعاً هدف از یادگیری چیست؟

 

هدف های آموزشی و پرورش بر چه اساسی تدوین یافته اند؟ کودکان ما تا چه اندازه به هدفهای « زندگی» خود نزدیک می شوند. آیا آموزش و پرورش برای زیستن در زمان گذشته است یا در زمان حال یا در زمان آینده؟

 

آیا کودکان باید آموزش بینند که مانند نسل گذشته تربیت شوند و یا باید به اقتضای ضرورتهای آینده برای زندگی آینده تربیت شوند؟ و یا در همین زمان حال و وضع فعلی بتوانند با محیط فرهنگ خود سازگار شوند؟

 

در اینجاست که چالش بزرگ و پایان ناپذیر میان فیلسوفان تعلیم و تربیت بوجود می آید. آیا اهداف آموزش و پرورش باید « وضع» شود یا « کشف شود» . آموزش و پرورش باید در اختیار استعداد و نیاز و علایق دانش آموزان باشد یا دانش آموزان در اختیار آموزش و پرورش می باشند؟

 

اینها سؤالاتی است که پاسخ به آنها نیازمند کالبد شکافی ساختار تربیت، هدف ها، روش ها و فلسفه آن است و فراتر از آن پی بردن به فلسفه زندگی است بدین معنی که تا ندانیم برای چه زندگی می کنیم نخواهیم دانست که چگونه اید تربیت کنیم یا تربیت شویم؟ (شکوری، جهانی، 1371، ص 33)

 

چنانچه تعلیم و تربیت را محدود به آموزش های علمی و فرهنگ را معطوف به میراث های گذشته و تربیت را ابزاری برای هنجار پذیر به کار گیریم آنگاه چه ارتباطی میان فطرت و فرهنگ می توان برقرار نمود. تربیت مصروف تصرف معلومات و نه معطوف به فعلیت استعدادهای دیگر نیست بلکه شبه تربیت است. تربیتی که با رام سازی، اهلی کردن، دست آموزی همجوار گردد و نه پرورش انسان های که به شکوفایی درون و خلق اندیشه های نو دست بیابند.

 

به گفته پائولو فریر: چنانچه تعلیم و تربیت را به معنای توصیه های سیاسی قلمداد نماییم آنگاه چه توصیه هایی تربیتی باید عرضه گردند تا با توجه به واقعیت ها و امکانات موجود، اعم از واقعیت های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی برای آینده نسل فردا در چارچوب این مجموعه جهان رشد مناسب داشته باشد و البته « امر مناسب» در تعلیم و تربیت در « نباید مناسب با جامعه» و « شرایط کنونی» آنان باشد بلکه باید ناظر بر «آینده» آن نیز باشد نه آنچه که اکنون در شرایط و اقتضاهای فعلی جامعه مناسب تلقی گردد. از سوی دیگر آموزش باید به پرورش منتهی شود و پرورش به روشنایی دل بیانجامد اگر چنین فرآیندی در تعلیم و تربیت رخ دهد جلوه درونی آن در متعلم ظهور نور و بصیرت خواهد بود . (علاقه مند، 1372، ص 97)

 

نویسنده : علی عمارلو ; ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٤ تیر ،۱۳۸٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ ضروریات تعلیم و تربیت...

تعلیم و تربیت دارای مسائل متفاوتی می باشد.تربیت نفس و تادیب ادب و اخلاق متعالی ،پرورش عقل و شخصیت ،استعدادها و ارتفاء توانمندیهای متناسب با نیاز های زندگی و اعم از دانشی و مهارتی در ابعاد تعلیم و تربیت جسم ،فکر،مهارتهای لازم زندگی  و همچنین ارتقاء معنویت و اعتقادات و مسائل معرفتی و فرهنگی متناسب و مورد نیاز انسان به طور فردی و اجتماعی از ضروریات مسائل تعلیم و تربیت می باشد.

فردی که از مدرسه و دانشگاه فارغ می شود از توانمندیها و دانائیها و رشد یافتگیهایی باید برخوردار باشد که او را فردی متعالی برای اجتماع و حاکمیت بنماید

اما نوع نگاه و بستر فراهم شده ی تعلیم و تربیت پدیدآورندگان نظری و عملی فرایند تعلیم و تربیت بسیار در چگونگی شکل گیری این فرایند طولی و عرضی موثر اند.

شناخت انسان در ابعاد مختلف مسائل مشترک و مسائل فردی و اختصاصی اجتماع انسانها و دانائی در رابطه  با نیازهای آموزشی و شناختی و پرورشی در چگونگی  توجه به مسائل تعلیم و تربیت موثر است.  

نویسنده : علی عمارلو ; ساعت ٩:٤٢ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٤ تیر ،۱۳۸٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+  

                                                    

 

نویسنده : علی عمارلو ; ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٩ اسفند ،۱۳۸۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ جدول زمانبندی همایش عمومی اولیا ومربیان مدارس در هفته پیوند89-1388

جدول زمانبندی همایش عمومی اولیا ومربیان مدارس در هفته پیوند

 

تاریخ

نام مدرسه

زمان

نام مدرسه

زمان

25مهر

1-    دبیرستان حجاب وفاطمیه

2-    دبیرستان راه هدایت

30/9الی 11

11الی30/12

شهید جمشیدی چورزق

30/9الی11

26مهر

1-پروین اعتصامی آستاکل

2-مدرسه راهنمایی بعثت

9الی30/10

30/10الی 12

1-شرافت گیلوان

2-باهنر دهبهار

30/8الی10

30/10الی12

27مهر

همایش دبیرستان امام صادق

30/9الی 30/12

بهار آزادی چورزق

9الی30/10

28مهر

1-    دبستان نواب صفوی

2-    دبیرستان ولی عصر

30/8الی10

30/10الی30/12

1-شهید دستغیب ونیسر

2-شهید سرداری سانسیز

30/8الی 10

30/10الی 30/12

29مهر

دبیرستان مولوی ونیسر

30/8الی30/10

الزهرا دستجرده

11الی30/12

30مهر

1-    شهید غلامی درام

2-    کوثر وفضیلت درام

30/8الی10

30/10الی12

 

 

                                 کارشناس انجمن اولیا ومربیان

 

 

 

نویسنده : علی عمارلو ; ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٩ اسفند ،۱۳۸۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ پیشنهاداتی برای برگزاری مفید جلسات انجمن اولیا

 

                  پیشنهاداتی برای برگزاری مفید جلسات انجمن اولیا ومربیان                                                                                     10/8/88                  

 

1-    دعوت از کارشناسان برای تشریح حالات و روحیات دانش اموزان در سنین مختلف .    

2-     اموزش خانواده ها برای پیشگیری از ناهنجاریهای روحی و روانی.

3-     بیان نکاتی برای بهداشت روان دانش اموزان وتشریح وضعیت اجتماعی و ناهنجاریهای اجتماعی و خطراتی که دانش اوزان در محیط زندگی با آن مواجه هستند.

     4- دعوت از پزشکان برای اطلاع رسانی به والدین در مورد بیماریهای خطرناک ومسری .

      5- ایجاد رغبت در والدین برای شرکت در جلسات با نظرخواهی از آنها و استفاده از شغل                  

     وتخصص و مهارتهای انها در زندگی.

     6 – نماینده ی دبیران و کارکنان مدرسه در جلسات انجمن حضور فعال داشته باشند تا در                      

      جریان توقعات والدین از آموزشگاه قرار بگیرند.

     7- در جلسات انجمن اولیا و مربیان برگه هایی به والدین داده شود تا انتقادات و پیشنهادات 

        خود را بدون نام ونوشته تحویل دهندتا در جلسات شورای معلمان بررسی شود و معمولا

       والدین از طرح آن به صوزت مستقیم واهمه دارند.

      8 – برنامه های مصوب جلسات انجمن اولیا ومربیان بصورت کتبی اطلاع رسانی شود.

      9- در جلسات عمومی  انجمن مشارکت مالی اولیا مطرح نشود بلکه در مورد موارد و       

       ومشکلات آموزشی وپرورشی بحث و تبادل نظر شود.

      10-ارتباط اولیا و مدرسه باید بصورت مستمر باشد در واقع معنای استمرار این نیست که

       هر روز سری به مدرسه بزنند بلکه بصورت مرتب در منزل به وضعیت درسی و رفتاری

        دانش اموزرسیدگی کنند و بر طبق اطلاعات به دست آمده با مدرسه در ارتباط باشندو یا در

        صورت داشتن نظر وپیشنهاداتی ان را در جلسات انجمن مطرح نماید.

      11- شناسایی دانش اموزان و خانواده های نیازمند به مشاوره برای راهنمایی به مراکز

       راهنمایی ومشاوره.

       12- برنامه ریزی برای ترویج فرهنگ مطالعه وکتاب خوانی .

       13- ایجاد سایت آموزشگاه و برنامه ریزی از طریق سایت برای ارتباط با اولیا.

      14- مشارکت فکری و فرهنگی و عاطفی وآموزشی اولیا و تقویت هماهنگی وهمسویی

         خانه ومدرسه و ایجاد روحیه ی نشاط وشادابی در مدرسه.

         15- تهیه و تنظیم تقویم زمانبندی و تشکیل جلسات ملاقات اولیا ومربیان.

        16- خانواده ها هنگام ثبت نام فرزند خود ضعف ها و قابلیت های او را مشخص کنند.

         17- شماره تلفن مشاور و یا روانشناس مدرسه و مرکز مشاوره به اطلاع والدین برسد

         وساعات حضور انها در مدارس اطلاع رسانی شود.

         18- کتاب های مناسب هر پایه بر مبنای محتویات کتب درسی به به اولیا معرفی گردد

         تا اولیا بتوانند بر حسب لزوم اطلاعات جانبی فرزندان خود را در زمینه های مورد نیاز

          افزایش دهند.

19- به مدارس امکان انتشار و فروش نشریات داخلی داده شود در این نشریات درباره

مشکلات و موارد خاص مدرسه صحبت شده و با دانش آموزان و خانواده ها واولیا

           مصاحبه شود و دانش آموزان و اولیای موفق وفعال ونوآور مورد تشویق وترغیب قرار

گیرند.

20- در کلاس های آموزش خانواده به افزایش توانمندیهای والدین در ایفای نقش های

پدری و مادری برای فرزندان پرداخته شود.

 

                           

                                کارشناسی انجمن اولیا ومربیان آموزش و پرورش شهرستان طارم

 

 

نویسنده : علی عمارلو ; ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٩ اسفند ،۱۳۸۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ خانواده

                                                    باسمه تعالی

 

      خانواده و نقش آن در توسعه و پویایی جامعه ، امروزه ، از باورهای پذیرفته شده اجتماعی است . کارکردهای پراهمیت نهاد خانواده و تأثیری که این نهاد بـر مسائل فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی می‌گذارد ، ضرورت کشف و شناسایی ظرفیت و توان بالقوه آن را توجیه می‌نماید. آشنایی با استعدادها و توان نهاد خانواده با توجه به اهمیت و تأثیر آن در تربیت فرزندان ، مشارکت در رشد و توسعه اجتماعی ، تعلیم و تربیت و بهره‌وری از جمله مواردی است که توجه به این نهاد را از نظرگاه دانش افزایی و کسب صلاحیت‌های لازم به لحاظ ایفای نقش شایسته آن در جامعه ضروری می‌سازد.

      در طول زندگی شرایط و موقعیت‌هایی برای خانواده‌ها حاصل می‌آید، که برخورد متناسب با چنین موقعیت‌هایی مستلزم آشنایی و کسب اطلاعات جدید می‌باشد.

      دانش افزایی و کسب اطلاعات لازم برای مواجهه با موقعیت‌های جدید برای انسانها ، مهمترین دلیل بر ضرورت آموزش و کسب صلاحیت‌های لازم برای زندگی اجتماعی می‌باشد. آموزش مداوم خانواده‌ها در تشکل و سامان دادن به تلاش و رفتارهای مورد نیاز آنان مؤثر خواهد بود و توانایی‌های لازم را برای توفیقات آنان فراهم خواهد نمود.

      آموزش اولیا و تشکیل کلاس‌های آموزش خانواده یکی از راههای مهم کسب صلاحیت‌های اجتماعی به منظور ایفای نقش مؤثر و مورد نیاز خانواده‌هاست.

      از طریـق آموزش اولیا ، خانواده‌ها با آگاهی و وقوف نسبت به توانایی‌ها و ظرفیت‌های بالقوه خویش ، ابزارهای لازم برای مواجهه با شرایط و موقعیت‌های مختلف در تربیت فرزندان ، ایجاد کانون گرم خانوادگی ، مشارکت در رشد و توسعه اجتماعی و احراز شرایط شهروندی مفید را ، کسب خواهند کرد.

      برای آموزش اولیا از فرصت‌های مختلف باید بهره‌گیری نمود. اصل استمرار آموزش برای بزرگسالان مؤید این نکته می‌باشد که در هر شرایطی برای دستیابی به آگاهی‌ها و بدست آوردن صلاحیتی که خانواده‌ها برای زندگی موفق بدان نیازمندند، باید سود برد و سازمان مرکزی اولیا و مربیان جمهوری اسلامی ایران با وقوف به چنین نقشی رسالت مهم آموزش اولیا را در قالب این دستورالعمل سراسری تهیه و تدارک دیده است.

دستورالعمل پیوست حاصل تلاش و تکاپوی همکاران کارشناس سازمان مرکزی اولیا و مربیان و کمیته‌های کاری استانها متشکل از کارشناسان انجمن در سراسر کشور می‌باشد و برای تحقق دانش افزایی خانواده‌ها و کسب مهارتها و صلاحیت‌های مورد نیاز برای آنان فراهم آمده است . شورای جامع آموزش خانواده در سازمان مرکزی متشکل از صاحب نظران و اندیشه وران نهاد خانواده است که با بیش از دو سال تلاش مستمر و با تشکیل جلسات متعدد طراحی محتوای لازم را در دوره‌های :

1ـ جوانان و تشکیل خانواده

2ـ خانواده و فرزندان در دوره پیش دبستانی

3ـ خانواده و فرزندان در دوره دبستانی

4ـ خانواده و فرزندان در دوره راهنمایی تحصیلی

5ـ خانواده و فرزندان در دوره دبیرستان

پیش بینی کرده است . محتوای طراحی شده ، در کتابهای اختصاصی هر دوره تدوین گردیده و در مراحل پنجگانه توسط مدرسین مورد آموزش قرار خواهد گرفت.

امید است که با اجرای طرح « مدرسه اولیا » ظرف و مکان لازم برای تحقق آموزش اولیا فراهم گردد و از این طریق کشورمان در زمره اولین کشورهایی قرار گیرد که با تشکیل مدرسه اولیا آموزش همگانی پدران و مادران را در برنامه‌های آموزشی خود قرار داده‌اند.

بدون تردید و در سایه الطاف بی‌کران الهی در صورت تحقق آموزش سراسری اولیا که مبتنی بر دانش افزایی مورد نیاز خانواده‌ها می‌باشد ، آینده زمینه مناسب برای کسب صلاحیت‌های لازم و ایفای مطلوب نقش‌های اجتماعی برای زندگی بهتر در پیش روی نهاد خانواده قرار خواهد گرفت.

 

                                                         کارشناسی انجمن اولیا و مربیان طارم 

نویسنده : علی عمارلو ; ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٩ اسفند ،۱۳۸۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک


← صفحه بعد